تبليغاتX
.•*•.•*•.ماه مشرقی.•*•.•*•.
I'm king of my castle

رنگ دوست داشتن را میان مداد‌رنگی‌های شكسته‌ام گم كرده‌ام. تیله‌ها را هر روز خیره می‌شوم.
-می‌كاری؟
-نه تو بكار
میان گلهای قالی‌ كه هر گلی خانه كاشتن بود و گل كردن ، رنگ زندگی را گم كرده‌ام. زیر سقفهای عشق روزها چگونه می‌گذرند و میان بهت بودن من چه آشوبی‌است. خوابم و همه این رج‌های سیاه می‌نشینند روی هم، لحظه لحظه

و دانه‌های سپید اگر گاهی باشند محو می‌شوند در سیاهی و من هنوز خواب.
مشت می‌زنم و تكرارم را می شكنم در آینه‌هایی كه سیاه اند و غبارآلوده كه

نو شوم.

بی‌رنگم مثل رنگ خدا، هزار رنگ در بی‌رنگی

می‌نشینم روی سبزی سجاده‌ام
الهي و ربي من لي غیرك
چگونه تازه‌ام می‌كنی هربار؟
جوانه می‌زنم، سبزم، سبزِ سبز.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/03/20ساعت 18:44  توسط پریسا |