![]() |
![]() |
|
| I'm king of my castle |
|
خیال خام پلنگ من , به سوي ماه جهيدن بود و ماه را ز بلندايش , به سوي خاک کشيدن بود پلنگ من -دل مغرورم - پريد و پنجه به خالي زد که عشق - ماه بلند من - وراي دست رسيدن بود گل شکفته! خداحافظ اگر چه لحظه ی ديدارت شروع وسوسه اي در من,به نام ديدن و چيدن بود من و تو آن دو خطيم آري! موازيان به ناچاري که هر دو باورمان ز آغاز, به يکدگر نرسيدن بود اگر چه هيچ گل مرده , دوباره زنده نشد اما بهار در گل شيپوري مدام گرم دميدن بود شراب خواستم وعمرم, شرنگ ريخت به کام من فريب کار دغل پيشه , بهانه اش نشنيدن بود چه سرنوشت غم انگيزي که کرم کوچک ابريشم تمام عمر قفس مي بافت ولي به فکر پريدن بود |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/01ساعت 23:5 توسط پریسا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به یاد روزهایی که در میان افق لاجوردی زندگی به دنبال سراب بودیم تا در فریادهای روشن احساس تعبیری غظیم بود برای کلمه ی دوستی
|
| پیوندها |
|
.•*•.•*•.کریستال.•*•. .•*•. وبلاگ پگاه جونه دیگه!!!! زيبايي سايه خداوند بر كهكشانهاست ژورناليست ملودي ღ.•*ستاره شیشه ای*•.ღ مدیریت موفق من ء تو - مقصر ویرگول است |
|
RSS
|