تبليغاتX
.•*•.•*•.ماه مشرقی.•*•.•*•. - غروب انتظار
I'm king of my castle

 

در غروب تنهايي تو را به انتظار نشسته ام.....

به افق دور دست چشمانت پرواز مي كنم

و نام تو را زير لب زمزمه مي كنم

و سر مست از لحظه هاي با تو بودن ترانه زندگي را مي سرايم....

چشمانم را مي بندم و با قلبم صدايت مي كنم

و قلبم از عطر نگاهت لبريز مي شود

مي خواهم حضورت را بر بوم دلم جاودانه كنم...

به رقص موزون موهايت نگاه مي كنم به سويت مي آيم

تا خستگي هايم را در زلال قلبت مرهم گذارم...

به ناگاه چون گلبرگهاي گل سرخ در تند باد ابديت محو مي شوي

و من دلتنگ حضورت با گريه آسمان همنوا مي شوم

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/14ساعت 17:48  توسط پریسا |