![]() |
![]() |
|
| I'm king of my castle |
|
در غروب تنهايي تو را به انتظار نشسته ام..... به افق دور دست چشمانت پرواز مي كنم و نام تو را زير لب زمزمه مي كنم و سر مست از لحظه هاي با تو بودن ترانه زندگي را مي سرايم.... و قلبم از عطر نگاهت لبريز مي شود مي خواهم حضورت را بر بوم دلم جاودانه كنم... به رقص موزون موهايت نگاه مي كنم به سويت مي آيم تا خستگي هايم را در زلال قلبت مرهم گذارم... به ناگاه چون گلبرگهاي گل سرخ در تند باد ابديت محو مي شوي و من دلتنگ حضورت با گريه آسمان همنوا مي شوم…
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/10/14ساعت 17:48 توسط پریسا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به یاد روزهایی که در میان افق لاجوردی زندگی به دنبال سراب بودیم تا در فریادهای روشن احساس تعبیری غظیم بود برای کلمه ی دوستی
|
| پیوندها |
|
.•*•.•*•.کریستال.•*•. .•*•. وبلاگ پگاه جونه دیگه!!!! زيبايي سايه خداوند بر كهكشانهاست ژورناليست ملودي ღ.•*ستاره شیشه ای*•.ღ مدیریت موفق من ء تو - مقصر ویرگول است |
|
RSS
|