تبليغاتX
.•*•.•*•.ماه مشرقی.•*•.•*•. - به تو می اندیشم
I'm king of my castle

به تو از تو مي نويسم به تو اي هميشه در ياد
اي هميشه از تو زنده لحظه هاي رفته بر باد
وقتي که بن بست غربت سايه سار قفسم بود
زير رگبار مصيبت بي کسي تنها کسم بود
وقتي از آزار پاييز برگ و باغ هم گريه مي کرد
قاصد چشم تو آمد مژده روييدن آورد
به تو نامه مي نويسم اي عزيز رفته از دست
اي که خوشبختي پس از تو گم شد و به قصه پيوست
اي هميشگي ترين عشق در حضور حضرت تو
اي که مي سوزم سراپا تا ابد در حسرت تو
به تو نامه مي نويسم نامه اي نوشته بر باد
که به اسمت چو رسيدم قلمم به گريه افتاد
اي تو يارم، روزگارم، گفتني ها با تو دارم
اي تو يارم، از گذشته يادگارم
به تو نامه مي نويسم اي عزيز رفته از دست
اي که خوشبختي پس از تو گم شد و به قصه پيوست

در گريز ناگزيرم گريه شد معناي لبخند
ما گذشتيم و شکستيم پشت سر پلهاي پيوند
در عبور از مسلخ تن، عشق ما از ما فنا بود
بايد از هم مي گذشتيم، برتر از ما عشق ما بود...

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/28ساعت 0:47  توسط پریسا |